برای بیداری*أَللهُمَ نـَوِّر قـُلوُبَنــَا بالقـــُرآن*
أَفَلَا يتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا(محمد/24)*** آيا آنها در قرآن تدبر نمي‌کنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!

فضیل که در کتب رجال به عنوان یکى از راویان موثق از امام صادق (علیه‏السلام‏) و از زهاد معروف معرفى شده و در پایان عمر در جوار کعبه مى‏زیست و همانجا در روز عاشورا بدرود حیات گفت در آغاز کار راهزن خطرناکى بود که همه مردم از او وحشت داشتند. 
از نزدیکى یک آبادى مى‏گذشت دخترکى را دید و نسبت به او علاقه‏مند شد عشق سوزان دخترک فضیل را وادار کرد که شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود و تصمیم داشت به هر قیمتى که شده به وصال او نائل گردد ، در این هنگام بود که در یکى از خانه‏هاى اطراف شخص بیداردلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همین آیه رسیده بود : ا لم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله ... این آیه همچون تیرى بر قلب آلوده فضیل نشست ، درد و سوزى در درون دل احساس کرد ، تکان عجیبى خورد ، اندکى در فکر رفت این کیست که سخن مى‏گوید ؟ و به چه کسى این پیام را مى‏دهد ؟ به من مى‏گوید : اى فضیل ! آیا وقت آن نرسیده است که بیدار شوى ، از این راه خطا برگردى ، از این آلودگى خود را بشوئى ، و دست به دامن توبه زنى ؟ ! ناگهان صداى فضیل بلند شد و پیوسته مى‏گفت : بلى و الله قد آن ، بلى و الله قد آن ! : به خدا سوگند وقت آن رسیده است ، به خدا سوگند وقت آن رسیده است ! او تصمیم نهائى خودش را گرفته بود ، و با یک جهش برق‏آسا از صف اشقیا بیرون پرید ، و در صفوف سعدا جاى گرفت ، به عقب برگشت و از دیوار بام فرود آمد ، و به خرابه ‏اى وارد شد که جمعى از کاروانیان آنجا بودند ، و براى حرکت به سوى مقصدى با یکدیگر مشورت مى‏کردند ، مى‏گفتند فضیل و دارودسته او در راهند ، اگر برویم راه را بر ما مى‏بندند و ثروت ما را به غارت خواهند برد ! فضیل تکانى خورد و خود را سخت ملامت کرد ، و گفت چه بد مردى هستم ! این چه شقاوت است که به من رو آورده ؟ در دل شب به قصد گناه از خانه بیرون آمده‏ام ، و قومى مسلمان از بیم من به کنج این خرابه گریخته‏اند ! روى به سوى آسمان کرد و با دلى توبه‏کار این سخنان را بر زبان جارى ساخت : اللهم انى تبت الیک و جعلت توبتى الیک جوار بیتک الحرام ! : خداوندا من به سوى تو بازگشتم ، و توبه خود را این قرار مى‏دهم که پیوسته در جوار خانه تو باشم ، خدایا از بدکارى خود در رنجم ، و از ناکسى در فغانم ، درد مرا درمان کن ، اى درمان کننده همه دردها ! و اى پاک و منزه از همه عیبها ! اى بى‏نیاز از خدمت من ! و اى بى‏نقصان از خیانت من ! مرا به رحمتت ببخشاى ، و مرا که اسیر بند هواى خویشم از این بند رهائى بخش ! خداوند دعاى او را مستجاب کرد ، و به او عنایتها فرمود ، و از آنجا بازگشت و به سوى مکه آمد ، سالها در آنجا مجاور بود و از جمله اولیا گشت ! گداى کوى تو از هشت خلد مستغنى است اسیر عشق تو از هر دو کون آزاد است !
منبع : تفسیر نمونه : سوره حدید آیات 18 – 1
[ ۱۳٩٠/٦/٦ ] [ ٦:٤٩ ‎ب.ظ ] [ ] [ نظرات () ]
.: Desing By: M-Graphic & MTSOFTG :.
درباره ما
نويسندگان
موضوعات وبلاگ
صفحات اختصاصی
پیچ رنک و الکسای وبلاگ
امکانات وب

آیه های انتظار

آيه هاي انتظار

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ.

خدمات وبلاگ نویسان جوان


آپلود عکس


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری


 خرید اکانت نود32كد لوگوي ما
خرید اکانت نود32دریافت کد">