رخ از دوستان متاب

 

 

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78115768619920469848.gif

 

اى در سپهر مجد و شرف . رویت آفتاب
در بزم ما بتاب و، رخ از دوستان متاب

از پاى فتاده ایم ، زرحمت تو دستگیر
ما را که دل زآتش داغت بود کباب

جمعیم ما و، لیک پریشان به یاد تو
و زما شکسته تر دل زهرا و، بو تراب

یا هادى المضلین ، کز مردم ضلال
جسمت در التهاب و، روانت در التهاب

تو آفتاب عالمى و، از افول تو
افتاده است در همه ذرات انقلاب

اى ایت توکل و، اى ایه رضا
دیدى جنایت از متوکل تو بى حساب

گاهى دهد مکان تو در برکه السباع
گاهى درون محبس دشمن به پیچ و تاب

زندان بى ملاقات انهم براى تو
اه از جفاى طایفه غافل از عقاب

تو زاده بزرگ جآنان جنتى
اى از ستم شهید شده درگه شباب

ان شربتى که داد به اجبار دشمنت
گویا شرنگ مرگ بدو، آتش مذاب

کاتش به جسم و جان تو پروانه سان فتاد
وز سوز زهر جسم تو چون شمع گشت اب

اى بر درت نثار درود ملائکه
امروز بر سلام موید بده جواب

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78115768619920469848.gif

/ 1 نظر / 10 بازدید
ایمان آرزه

عرض سلام و ادب و احترام خوشحالم که با ورود به وبلاگ شما مطالب جدید و جالبی را دیدم و حسابی بهره بردم برای شما وبلاگ نویس خوش ذوق آرزوی موفقیت دارم اگه وقت داشتین و زحمتی نبود خوشحال می شم به وبلاگ من هم سری بزنید و مکتوب نظرتونو اعلام کنید ارادتمند - ایمان آرزه